Der Retter ناجی
German below به آرامی قدم برداشت. بدون هیچ تأملی. بدون اینکه حتی تصوری از بعد و قبل و پیش آمد و پس...
ArashRokni
Arash Rokni Pianist
German below به آرامی قدم برداشت. بدون هیچ تأملی. بدون اینکه حتی تصوری از بعد و قبل و پیش آمد و پس...
German below بیدار شد. این سینهٔ لعنتی دوباره تیر میکشید. چشمهایش دوباره داغ شده بودند. تمام سرش هم تیر میکشید. سرفه کرد؛ چندین...
German below زمین میلرزید. قلبهای زیادی بودند، همه با تپشی تند. زمین کوچک شده بود. رازهای زیادی بودند. رازها به ما راه میدادند...
German below اگرفقط آن ترمزلعنتی را چند صد مترجلوترکشیده بودم،شاید اوامروززنده بود. شاید اگر سرعتم کمتر بود، اگر به دستور و جدول زمانی...